مدتی بود که فراموش کرده بودم که چقدر مطالب و کار های مختلف هست که می خواستم و می خواهم انجام بدهم اما هیچ یک را حتی ذره ای انجام نداده ام.
دلم میخواست کمی تیوری موسیقی بخوانم کمی فلسفه و علوم اجتماعی حتی نوت های درس اقتصاد را از دوستی گرفتم که کمی بخوانم و مثل گوسفند در بحث های اقتصادی عمل نکنم.
لیست کلمات از پس کلمات فراهم کردم که زبانم را تقویت کنم و مثلا کمی مطالب فرا تر از این کتاب است را بفهمم.
می خواستم خوب خودم را برای جی آر ای آماده کنم و و و....
بیش از یک سال گذشت نتنها هیچ کاری انجام ندادم بلکه احمق تر هم شدم چون با فراموش کردن آن چند چیزی که کورسوی امیدی به آدم شدن در انها بود را هم فراموش کردم.
پر از توهم شدم پر از حماقتی که خودم هر روز تحقیر میکنم.
هر روز بیش از پیش خودم را در مرداب توهماتم فرو میکنم. و میدانم که فردا صبح به خودم خواهم گفت نه توهم نیست واقعیت است و و و...
تف...
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 18:34  توسط صدیق
|